«محبت نیوز»- ۲۹ ژوئن در تقویم بسیاری از کلیساهای جهان بهعنوان روز جهانی شهدای مسیحی گرامی داشته میشود؛ تاریخی که سنت کلیسا آن را سالروز شهادت پولس رسول میداند. در حالی که اغلب این روز به یادبود مردانی که جان خود را فدا کردند برگزار میشود، امسال توجه ویژهای به میراث زنان مسیحی معطوف شده است که با ایمانی تزلزلناپذیر در برابر جفاها ایستادند.
سازمان «صدای شهدا» (Voice of the Martyrs – VOM) در این روز، داستان پرپتوا، زن اشرافزاده ۲۲ سالهای که در سال ۲۰۳ میلادی در کارتاژ باستان (تونس امروزی) به شهادت رسید، را برجسته کرده است. پرپتوا تنها یکی از بیشمار زنانی است که در طول قرنها و در فرهنگهای مختلف، با شجاعت و پایبندی به ایمان خود با جفاکنندگانشان روبرو شدند.
چهار روایت ماندگار از جاویدنامان زن مسیحی
پرپتوا (کارتاژ، ۲۰۳ پس از میلاد): پرپتوا، یکی از مشهورترین شهدای مسیحی، در سال ۲۰۳ پس از میلاد در کارتاژ (واقع در تونس امروزی) زندگی میکرد. او یک زن نجیبزاده و تحصیلکرده بود که تنها ۲۲ سال داشت و مادر یک نوزاد شیرخواره بود. در آن زمان، امپراتوری روم به مسیحیان سختگیری میکرد و آنها را وادار به پرستش خدایان رومی مینمود. پرپتوا به دلیل ایمان به عیسی مسیح و امتناع از پرستش بتها دستگیر شد. این عمل به منزله خیانت به امپراتوری تلقی میشد و مجازات سختی در پی داشت. در دوران حبس، پدر پرپتوا که بتپرست بود، بارها به ملاقات او آمد و با التماس از او خواست که به خاطر خودش و نوزادش، از ایمانش دست بردارد. او سعی میکرد با یادآوری عشق مادری و جایگاه اجتماعیاش، او را متقاعد کند. اما پرپتوا ایمانش را قویتر از هر چیز دیگری میدانست و تسلیم نشد. او در نامهای که از زندان نوشته، به این فشارهای عاطفی اشاره کرده است. در دادگاه، هنگامی که از او پرسیده شد: “آیا تو مسیحی هستی؟” او با شجاعت و قاطعیت پاسخ داد: “من مسیحی هستم.” این اعتراف ایمان او، مهر تاییدی بر حکم اعدامش بود. پرپتوا به همراه گروهی دیگر از مسیحیان از جمله “فلیسیتی” (کنیز حامله او) و “ساتوروس” (معلم مسیحی آنها) به میدان نبرد رومیان (آرنا) فرستاده شد. آنها در ابتدا در معرض حملات حیوانات وحشی قرار گرفتند. روایتها حاکی از آن است که پرپتوا در مواجهه با گاو وحشی، پس از زخمی شدن، با آرامش لباسهای پاره شدهاش را مرتب کرد و موهای آشفتهاش را بست. این عمل نمادی از آرامش و عدم ترس او بود، زیرا میخواست نشان دهد با شادی به سوی مرگ میرود و غمگین نیست. در نهایت، او با شجاعت شمشیر لرزان یک گلادیاتور را به سمت گلوی خود هدایت کرد و به شهادت رسید. شهادت پرپتوا و دوستانش، تأثیر عمیقی بر جامعه مسیحی کارتاژ گذاشت و بسیاری را به ایمان مسیحی تشویق کرد. او به عنوان الگویی از ایمان راسخ، شجاعت و فداکاری شناخته میشود.
لیزی آتواتر (چین، ۱۹۰۰): در تابستان ۱۹۰۰ و در اوج شورش بوکسورها (جنبش مشتزنها) که جان بیش از ۳۲ هزار مسیحی را گرفت، لیزی آتواتر، میسیونر مسیحی باردار، در میان گروهی از مسیحیان بود که به اعدام محکوم شدند. میراث او از طریق آخرین نامهاش به خانه زنده مانده است، جایی که با آرامش نوشت: “عزیزانم، مشتاق دیدار چهرههای عزیزتان هستم، اما میترسم که دیگر روی زمین همدیگر را نبینیم. به هر حال من با آرامش برای پایان زندگی زمینی آماده میشوم. خداوند به طرز شگفتانگیزی نزدیک من است و مرا ناامید نخواهد کرد.”
استر جان (پاکستان، ۱۹۶۰): او که با نام قمر ضیا در هندِ تحت سلطه بریتانیا متولد شد، پس از تحصیل در یک مدرسه مسیحی، به مسیحیت گروید. وقتی خانوادهاش به پاکستان مهاجرت کردند و قصد داشتند او را به ازدواج با یک مسلمان مجبور کنند، او فرار کرد. استر به چیچاواتنی، پاکستان، نقل مکان کرد و در میان زنان روستایی به تبلیغ مسیحیت پرداخت و به آنها انجیل را تعلیم داد. او قبل از کشته شدنش در کنار آنها در مزارع کار میکرد. اگرچه هیچ تحقیقی در مورد مرگ او انجام نشد، اما امروزه از او به عنوان اولین شهید زن مسیحی ثبت شده در پاکستان پس از استقلال این کشور یاد میشود.
روسیو پینو (کلمبیا، ۲۰۱۱): روسیو پینو در جامعه کلمبیایی خود به خاطر به عنوان یک مبشر فعال مسیحی شناخته شده بود. جسارت او توجه نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا (فارک) را به خود جلب کرد. شبی، دو چریک به بهانه کمک به خانهاش آمدند. پس از تایید هویتش، سه بار به او شلیک کردند و گریختند. شوهر و دخترش شاهد آخرین لحظات زندگی او بودند. روسیو از خطرات ماموریت خود آگاه بود، اما اطاعت از خداوند را بر ایمنی ترجیح داد.
داستانهای الهامبخش این مادران، معلمان و مبشرین مسیحی، ایمان معاصران را به چالش میکشد. آیا ما نیز حاضریم از مسیح سخن بگوییم، حتی اگر به قیمت از دست دادن جایگاه اجتماعی یا جانمان تمام شود؟




















