ماجرای یک دیپورت؛ چه بر سر این زن نوکیش مسیحی آمد ؟

این زن نوکیش پناهجوی مسیحی می گوید؛ “وقتی چشمان افسر نیروی انتظامی در فرودگاه تهران به صلیب در گردن من افتاد، آن را با خشونت تمام کشید، کند و دور انداخت.”

«محبت نیوز» –    سرانجام پس از کشمکشهای فراوان، اداره مهاجرت سوئد “شهرزاد ساکیانی” پناهجوی نوکیش مسیحی ایرانی را که در آن کشور بازداشت کرده بود با یک اتومبیل به نروژ فرستاد .

اداره مهاجرت نروژ بلافاصله او را با دو پلیس زن و یک پلیس مرد ایرانی تبار به قصد دیپورت به ایران سوار هواپیمای خطوط هوائی قطر کردند. اما در تهران مقامات انتظامی فرودگاه مهرآباد به علت فقدان مدارک شناسائی معتبر و عدم امکان تشخیص هویت، شهرزاد را نپذیرفتند و ماموران نروژی با وجودی که تمایل به این کار نداشتند، مجبور شدند او را به اسلو برگردانند. شهرزاد در اسلو خود را از دست ماموران نروژی رها کرد و اکنون در مخفیگاهی در نقطه ای نامعلوم به سر می برد.

شهرزاد ساکیانی از محل اختفای خود با محبت نیوز تماس گرفت و شرح پر از درد و رنج ماجرای دیپورت خود را برای آژانس خبری مسیحیان ایران به تفصیل بیان داشت. او معتقد است که طی این ماجرا حقوق انسانی او به شدت نقض شده و دچار آسیب روحی و جسمی فراوانی گردیده است.

در همین زمینه: یک زن پناهجوی نوکیش مسیحی در آستانه اخراج اجباری از سوئد

شهرزاد می گوید که پس از دیپورت از سوئد به نروژ او را به بازداشتگاهی در مجاورت فرودگاه اسلو بردند که سلولهای انفرادی داشت. در این بازداشتگاه که فقط از طریق دریچه کوچکی میشد با بیرون ارتباط گرفت به او هیچ  آب و غذا نداده و حتی داروی میگرنش را نیز به وی ندادند.

فردای آن روز به او خبر می دهند که همان روز به ایران دیپورت خواهد شد. عصر در حالی که این زن نوکیش مسیحی خون دماغ شده بود و کنترل ادرارش را از دست داده بود، توسط سه مامور مهاجرت نروژ (دو زن پلیس نروژی و یک پلیس مرد نروژی ایرانی تبار) وی را به زور و با خشونت سوار هواپیمای قطر ایرویز کردند تا از طریق دوحه به تهران ببرند.

شهرزاد در باره سوار شدنش به هواپیما گفت: “چون من خیلی ترسیده بودم و مقاومت می کردم که سوارهواپیما نشوم، ماموران من را به شدت به روی زمین میکشیدند و می زدند. در اثر این وضعیت لباسم پاره شد و از تنم خارج گردید. اما ماموران در همان حالتی که قسمت بالای بدنم فاقد پوشش بود من را به زور سوار هواپیما کردند و با لگدهای متعدد به زانوانم من را بر روی صندلی هواپیما نشاندند. وقتی من صدای اعتراضم را به این وضع در داخل هواپیما بلند کردم، دو مامور زن دستها و دهانم را گرفتند و مامور مرد ایرانی تبار با مشت زدن به گردنم مرا وادار کرد تا سرم را به زیر صندلی خم کنم تا صدایم در نیاید.

در همین زمینه: پناهجوی زن نوکیش مسیحی ایرانی در خطر فوری دیپورت از سوئد

بالاخره هواپیما بعد از یک ساعت و نیم تاخیر به خاطر این ماجرا پرواز می کند. در فرودگاه دوحه به فاصله کمی ماموران نروژی شهرزاد را سوار هواپیمائی که عازم تهران بود می کنند و پرواز در ساعات اولیه بامداد فردا در تهران بر زمین می نشیند. ماموران نروژی کاپشنی به تن شهرزاد می کنند و پتویی که برای مسافران در داخل هواپیما  گذشاته شده را به شکل حجاب دور سر او می پیچند و او را بازهم به زور از هواپیما پیاده می کنند.

شهرزاد درباره ماجراهائی که در تهران بر او گذشت حکایت می کند که او را در فرودگاه تهران به اطاقی پر از ماموران نیروی انتظامی بردند. در آنجا پلیس مهاجرت نروژی ایرانی تبار که خود را (فرهاد) معرفی می کرد پاکتی حاوی نامه و مدارک دیپورت را به یک افسر نیروی انتظامی تحویل داد. افسر نیروی انتظامی که ریش بلندی هم داشت از او پرسیده بود که آیا او شهرزاد ساکیانی است؟ ولی با سکوت شهرزاد و جواب سربالایش روبر شده بود. از اینجا بود که تلاش فرهاد پلیس نروژی ایرانی تبار  با شدت تمام شروع شد که ماموران ایرانی را وادار به پذیرش شهرزاد بکند.

شهرزاد می گوید: فرهاد پلیس نروژی ایرانی تبار به من می گفت که اگر هویتت را قبول نکنی و مانع پذیرفته شدنت بشوی تو را بیچاره می کنم. وی مرتب اظهار می کرد که هیچ پناهنده و پناهجوئی در مقابل او تاب مقاومت ندارد. او تهدید می کرد که از موضوع درخواست پناهندگی و اظهارات من علیه جمهوری اسلامی در اداره مهاجرت نروژ خبر دارد و اگر با او همکاری نکنم همه آنها را به اطلاع ماموران جمهوری اسلامی می رساند.

شهرزاد اضافه کرد: تلاشهای بسیار پلیس مرد نروژی ایرانی تبار که مرتب با ماموران نیروی انتظامی صحبتهای درگوشی می کرد باعث شده بود تا ماموران نیروی انتظامی تهران نیز نسبت به من رفتار بد و ناشایستی پیش بگیرند. تا جائی که وقتی یکی از افسران ریش بلند نیروی انتظامی چشمش به صلیبی که من در گردن داشتم افتاد، آن را با خشونت تمام کشید، کند و دور انداخت. شدت عمل او به حدی بود که جای کشیدن زنجیر پاره شده که صلیب به آن آویزان بود همچنان بعد از چند روز بر روی گردنم باقی مانده است. در این وضعیت پلیس نروژی که شاهد این رفتارهای وحشیانه بود نه تنها دفاعی از من نمیکرد بلکه لبخند میزد و خوشحال نیز به نظر می رسید.

در پایان، تلاشهای پلیس نروژی برای تحویل شهرزاد در تهران ناکام ماند و ماموران نیروی انتظامی می گویند که با این مدارک حاضر به تحویل گرفتن او نیستند و فقط در صورتی وی را تحویل می گیرند که از یکی از سفارتخانه های جمهوری اسلامی در خارج کشور برای او “مدرک سفر” صادر شود. در نتیجه ماموران پلیس مهاجرت نروژ مجبور شدند که دوباره شهرزاد را با خود به مقصد دوحه سوار هواپیما کنند. در پایتخت قطر فرهاد پلیس نروژی بازهم تلاش می کند که از سفارت ایران در قطر چنین مدرکی را تهیه کند که آنجا هم به علت همکاری نکردن شهرزاد موفق نمی شود. بعد هم به فکر می افتد که شهرزاد را به کشور دیگری ببرد و چنین درخواستی بکند. اما در نهایت پلیس نروژی او را به اسلو بر می گردانند و پلیس ایرانی تبار او را تهدید می کند که هرطور شده از یکی از سفارتخانه های ایران در اروپا مدارک لازم برای پذیرفته شدن او توسط جمهوری اسلامی در تهران را فراهم خواهد کرد.

شهرزاد ساکیانی به دلیل ترس از عملی شدن این تهدید پس از آنکه تحویل کمپ ی در اسلو می شود در یک موقعیت استثنائی می گریزد و در نقطه ای نامعلوم پنهان می شود. او اکنون خواهان رسیدگی سازمانهای حقوق بشر به این رفتار ناهنجار و غیر انسانی با خود می باشد. او همچنین از همه خواهران و برادران مسیحی خود در ایران و جهان می خواهد که با دعای خود از او و همسرش پشتیبانی کنند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
FacebookTwitterBalatarinTelegram

نمایش نظر دهی

  1. Mahnosh گفت:

    Vaghean raftare vahshianei ra ba in khanum anjam dadand makhsusan un vahshi ke masalan iranitabar ast.omidvaram khodavand be in khahare aziz komak kone ke vetinen azadane va rahat zendegi kone dar name isa masih Amen .

    1. کارا گفت:

      خیلی خوشحال شدم که نتونستند ایشون رو دیپورت کنند.امیدوارم که طوری بشه که به خواست خدا به نحوی جواب بگیرند. حداقل خطر دیپورت رفع بشه. کامکنت ها رو به دقت خوندم خیلی از هموطنان دلگیر شدم. وقتی دوستان ما همچین هموطنانی دارند نیازی به دشمن ندارند . گویا ظاهرا هم پلیسی که همراهش فرستادن ایرانی بوده و از اینجا میشه قضیه رو خوند.وقتی با بعضی کامنت ها مقایسه می کنم واقعا از داشتن هموطنانی مثل برخی دوستان شرمنده مینده می شوم. چند نکته را باید اینجا توضیح بدم.
      ۱- قضیه این لینک (کار هم نمی کند) راست بودن یا دروغ بودن کیس نیست صحبت سر لوده بازی و پست فطرت بازی پلیس نروژ است. اصلا کشوری که قانون پناهندگی رو بذیرفته حق دیپورت نداره.چون جون پناهجو در خطره. خودشون هم حکم تغییر دین رو می دونن . تو قانون جمهوری اسلامی هم به صراحت روی ارتداد و اعدام تاکید شده. مخصوصا که کیس ایشان خیلی هم تابلو شده و تقریبا اکثر کاربرا و مقامات جمهوری اسلامی هم صد در صد خبر دارند. پس بازم میگم کار پلیس سوئد و نروژ محکومه و خلاف قوانین پناهندگیه. کار به راست و دروغ کیس ندارم فعلا.
      – برخی از سر سیری و اینکه یا اصلا علاقه ای به مهاجرت ندارند یا توانایی فرار ندارند یا به یه نحوی اقامت دارند و کلا یا درگیر نیستند یا خرشان از پل گذشته جمله مسخره کیس دروغ را مرتب عنوان می کنند. کی چی ؟ مثلا خیلی دلتون برای اروپایی ها سوخته؟ بیچاره ها مگر دل اونا به حال شما سوخته؟ حالا ایشون بیاد و اعدام بشه جای شما گشاد تر میشه. الان جاتون تو خارج تنگ شده؟ پس فرق شما ب اون پلیس نکبت ایرانی و اداره مهاجرت و پلیس این دو تا کشور لعنتی چیه؟قضیه یه جوریایی شخصی میزنه بخصوص بازم می گم پلیس ایرانی بوده (فرهاد). حالا بگذریم. راجع به کیس می خواستم بگم که اصلا کیس راست و دروغ نداریم کسانی که از جاهایی مثل ایران و افغانستان و عراق و سوریه می ان چه دروغی بنده خدا ها دارند که بگن. وضعیت رو که می دونید. هر روز تو این نکبت داریم زندگی می کنیم.خود غربی ها ناکس ها می دونن. به قول مرکل ما نمی تونیم همه رو بپذیریم.
      به هر حال مثل ویزای آمریکا می مونه. اینکه کسی رد می شه دلیل ش این نیست که دستش رو شده. یا دروغ گفته. می تون همه رو هم قبول کنند و به نفعشون هم هست اتفاقا ولی نمی خوان . می خوان بچزونن پناهجو رو . خودم ازشون شنیدم . می خوان آب خوش از گلوش پایین نره. مگه این نروژ و سوئد لعنتی چقدر جمعیت دارند. اصلا مثلا جمعیت اروپاییشون چه گلی به سر خودشون زده نکبت ها. ایشون و میلیون ها پناهنده دیگه هم مگه قصدشون نبوده جواب بگیرند و سر کار برن و مالیات بدن. فکر کردن اینا سوسیال هیلفه مفت به کسی می دن. هزار برابرشون بعدا از قبل مالیات در می ارن. فقط می خوان بچزونن که یه حالی به ایرانی داده باشن و صدای مردم خودشون هم بخوابونن. اینا هم کم تو فساد و کثافت غرق نیستند . همین اجاره خونه های پناهنده ها خودش یه مافیا و کثافت کاری پر سوده براشون.همه دارن از قبلشون می خورن. شک نکن دست دولت مرداشون هم تو کاره.

      داشتم می گفتم کیس ها اینجوری چیزی نداره که دورغ باشه طرف مسیحی شده و تو ایران جونش در خطره. تازه ایشون هم تو ایران کلیسای خونگی شرکت می کرده چیزیه که خیلی می کنن وخیلی ها هم دستگیر می شن چیز عجیبی نیست که دور از ذهن باشه. تو قانون ج ا هم نوشته به صراحت که حکم ارتداد اعدامه.چرا اینقده پناهجو رو می کوبید.خجالت بکشید. حتی تو این آلمان نکبتی که چند مدته هستم بعضی آلمانی های اصیل (اونایی که پدر مادر آلمانی دارند) اینقدر هم ضد خارجی نیستند که بعضی ایرانیهای تازه به دوران رسیده! خیلی از همین آلمانی ها از قبل همین پناهجو ها نون می خورند یعنی اگه پناهجو نباشه اینا هم شغلی ندارند و اونقدر منصف هستند که افه ضد خارجی نمی گیرند و اگر حمایت هم نکنند لا اقل زیر پا نمی گیرند. در واقع سرشون تو بساط خودشون هست و خیلی هم براشون مهم نیست که از کچا اومده. البته ضد خارجی هم داریم . تو اسکاندیناوی بیشتر هم داریم اتفاقا. کلا آدم های اسکاندیناوی خیلی عوضی هستند و ضد خارجی. هیچ وقت دوست ندارم همچین جاهایی برم مگر اینکه مجبور باشم.
      از همه گند تر این ایرانی ها نو کیسه هستند که خودشون هم با پناهندگی اومدند!!! حالا باسه ما ژشت خارجی ستیزی و فرهنگ اروپایی بازی و پگیدا بازی و لوده بازی غربی و بابا ننه خارجی و… در می آرن.حالا چون خرشون از پل گذشته دیگه باید بقیه خارجی هم برگردن مملکشون. من نمی فهم تو این نروژ نکبتی و تو این حرومزاده خونه این بنده خدا اینقده جاشونو تنگ کرده بوده که اینجوری برا دیپورتش خودشون رو جر دادند.عجب پست هایی بودن خدا وکیلی . باورنکرده اه. به قول شاه فقید والا حضرت محمد را شاه پهلوی این بود حقوق بشری که ازش حرف میزدید!!!!؟؟؟ این بساط توافق الکی که با ج ا بستن که قضیه رو حسابی شورش کرد همه فکر کردن تو ایران آخوند زده نکبتی چی شده بیا و ببن. این موگرینی با اون لچک بنفش مثل کلفت ها چه غلطی تو ج ا آدمکش تروریست پرور می کنه؟ اصلا به این فکر کردید.؟نتیجه این شد که سر این بنده خدا اومد. خدا میدونه این ها چه بده بستونی باهم دارند! آخه زنیکه همون دستمال زمین شوری بنفش رنگ که تو سر نکبتت کردن نقض حقوق بشره . دنیا کی می خواد بیدار شه؟

      1. ایرانی گفت:

        شما حرص نخور فشارت می ره بالا
        داستان اینه که این سایت محبت نیوز برای انتشار کیس پناهنده ها پول می گیره و این کارو انجام می ده
        اشکالی نداره باید مخارج از یه جا در بیاد
        مشکل اینجاست که یه نفر با شعور تو این سایت نیست که بفهمه جزئیات رو بعد میشه این داستان مسخره ای که همه ایرانی ها میرن اروپا سر هم می کنن
        خرشون هم که از پل گذشت بر می گردن به ننه جونشون سر می زنن و تو پیج فیس بوکشون بری عکسای محرم رو لایک می کنن
        موردش هست با مدرک آنلاین اگر کسی باور نکرد بگه من لینک پیج بدم برید ببینید
        با کیس مسیحیت پناهنده شده طرف بخاطر انسانیت کشور میزبان و حالا که پناهندگی گرفته می نویسه قربونت برم ابولفضل !!!

    2. ایرانی گفت:

      سایت محبت نیوز وابسته به رژیم ایرانه اگر نبود بشار اسد رو نمی نوشت رییس جمهور سوریه !!!
      دیدار بشار اسد با انجمن قدیسان کلیسای ارتدوکس http://mohabatnews.com/fa/?p=3233

      این خبر رو از خبرگزاری روزنامه اطلاعات گرفتند
      http://www.ettelaat.com/etiran/?p=126423
      قضاوت با شما
      این چندمین باره که من همچین چیزایی می بینم
      اینا اطلاعات مردم رو در قالب خبر می گیرن میدن به وزارت اطلاعات
      لطفا هیچ اطلاعات خصوصی به اینا ندید

  2. Youhanna گفت:

    با درود
    این قضیه یک مقدار که نه کاملا اقراغ آمیزهست مگه مشود کسی را بدون داشتن مدارک شناسائی سوار هواپیما کرد یا بدون داشتن مدارک شناسائی از ترانزیت کشوری رد کرد ، دیگه این که این خانوم میگه مامور ریش دار صلیب را از گردنش کشیده و گفتن این خانوم اوراق شناسائی نداره یک دورغ مهز میباشد این خانوم چه قشنگ فرصت این را هم داشته که از خودش در اون حال عکس هم بگیره ، یک مقدار بیشتر برسی کنید .

    1. ایرانی گفت:

      با روسری بلند چطور صلیب گردن مشخص شده .کل داستان تخیلی و دروغ هست هیچوقت بخاطر یک نفر راه نمی افتنداسیر بشن ۲۰۰۰ یورو خرج کنن که طرف رو بر گردونن.ریجکت می کنن و نگه می دارن تا طرف خسته بشه یا اینکه باید سفارت ایران همکاری کنه که معمولا نمی کنه که طرف رو بر گردونن
      مامورفرودگاه پشت شیشه می شینه و از طریق یه سوراخ کوچکبا شما حرف می زنه پس امکان کشیدن و پاره کردن صلیب نیست
      اگر هم صلیب باشه معمولا اندازه زنجیر طوریه که صلیب وسط سینه می افته نه بیخ گلو پس امکان این هم نیست که این خانم سینه شو بیرون بندازه بخاطر اینکه صلیبش معلوم باشه
      بسیار داستان سطحی همین جوری استان تعریف کردید که ریجکت شدید.

  3. Ghobadi pasha گفت:

    Be nazar miresad police masihi Norway va Sweden Aamel in Kare gheire ensani dar moghabe hamvatan masihi Hatstand,police Tehran kamelan professional Amal kardand,

    ghobadi

    1. پارسا گفت:

      آقا این داستان های چرت و پرت رو هم خودتون قبول می کنید واقعا
      مگه پلیس ایرانی نروژی یعنی چی اگه پلیس باشه که باید این پلیسها برای حرفش احترام بگذارند خواهشا چرت و پرت می نویسی دقت کنم شر ننویسی

  4. چیستا گفت:

    خب خانم ساکیانی باید فکر می کرد که این راهی که انتخاب کرده تقریبا بی بازگشته و به نظر من پناهنده شدن ارزشش را نداشت. خیلی براش ناراحتم. کاش مردم قبل از اینکه راه بی بازگشتی را شروع کنند , به راه کارهای بهتر فکر کنند. اگر ایران را دوست نداشت هنوز گزینه های دیگری براش بود.
    آرزو می کنم کارش خطم به خیر بشه,
    دوستانی که خارج کشورید, زرتی به جوونها نگید این رو بگو بهت پناهندگی می دهند, شمایی که متخصث نیستی…..