«محبت نیوز»- با اینکه سالهاست مسیحی هستم، اعتراف میکنم هنوز تمام ابعاد دعا را درک نکردهام. اما در این احساس تنها نیستم؛ سی. اس. لوئیس نیز به چنین چیزی اذعان داشت.
لوئیس در مقالهاش با عنوان «اثربخشی دعا»، ماجرای یک اجبار درونی برای رفتن به آرایشگاه را تعریف میکند. به محض ورود، آرایشگرش فریاد میزند: «اوه، داشتم دعا میکردم که امروز بیایی!» لوئیس با اشاره به اهمیت زمانبندی دقیق این اتفاق مینویسد: «و اگر یک یا دو روز دیرتر میرسیدم، هیچ فایدهای برای او نداشتم.»
با این حال، لوئیس با وجود شگفتی از این رخداد، بلافاصله میگوید که کل این ماجرا «ممکن است فقط یک تصادف باشد…» و این پرسش را مطرح میکند: «در اساس چه نوع شواهدی میتواند اثربخشی دعا را ثابت کند؟» آنچه برایش دعا میکنیم شاید اتفاق بیفتد، اما از کجا میتوان مطمئن بود که در هر صورت قرار نبود رخ دهد؟ حتی اگر رویدادی بیشک معجزهآسا باشد، باز هم نمیتوان نتیجه گرفت که آن معجزه لزومن بهخاطر دعای شما بوده است.
شاید پذیرش این حقیقت تلخ باشد، اما حق با لوئیس است. بیتردید همهی ما بارها و به شکلهای گوناگون شاهد چنین وضعیتی بودهایم.
برای افراد نیکوکار با شور و حرارت دعا میشود؛ گاهی این دعاها به شکلی معجزهآسا پاسخ میگیرند و گاهی نه. در مقابل، برای برخی دیگر در شرایط سخت، هیچکس دعا نمیکند، اما در نهایت خیریتی نصیبشان میشود. چنین تجربههایی میتواند هم برای فردی که برایش دعا شده و هم برای شخص دعاکننده، گیجکننده و دلسردکننده باشد. در این شرایط، پناه بردن به مفهوم «حاکمیت مطلق خدا» شاید پاسخی توخالی به نظر برسد، اما کتاب مقدس بارها به ما یادآوری میکند که این اضطرابها باید در همین نقطه آرام گیرند؛ همراه با این پذیرش که شاید اوضاع آنطور که ما میخواهیم پیش نرود.
لوئیس مینویسد: «بیشک در عهد جدید عباراتی هست که در نگاه اول، وعدهی اجابت قطعی همهی دعاهایمان را میدهند. اما این نمیتواند معنای واقعی آنها باشد، زیرا در قلب انجیل، با نمونهای آشکار و متضاد روبهرو میشویم: در باغ جتسیمانی، مقدسترینِ دعاکنندگان سه بار دعا کرد که آن جام از او گرفته شود، اما نشد. پس از این، باید این ایده را که دعا همچون ترفندی بینقص به ما عرضه شده است، کنار گذاشت.»
با این حال، پذیرش این واقعیت کمابیش همیشه به این سؤال منجر میشود: پس چرا باید دعا کنیم؟ اگر خدا حاکم مطلق است و «پایان را از ابتدا اعلام میکند» (اشعیا ۴۶:۱۰)، آیا درخواست و تمنای ما واقعن میتواند دست خدا را به کار وادارد؟
یا یک قدم فراتر: اگر خدا از پیش چیزی را مقرر کرده، آیا دعای ما میتواند نظر او را برای رسیدن به نتیجهای متفاوت تغییر دهد؟
«چون به درگاه من دعا کردی»
نخستین گام برای پاسخ به این پرسشها، درک یکی از صفات بنیادین خداوند، یعنی تغییرناپذیری (Immutability) اوست. تغییرناپذیری خداوند به سادگی یعنی او دگرگون نمیشود.
آیات بسیاری در کتاب مقدس به این ویژگی گواهی میدهند، از جمله: «خدا انسان نیست که دروغ بگوید، و نه پسر انسان که نظرش را تغییر دهد» (اعداد ۲۳:۱۹)؛ «زیرا من که خداوند هستم، تغییر نمیکنم» (ملاکی ۳:۶)؛ و «فریب نخورید، ای برادران عزیز من. هر بخشش نیکو و هر عطای کامل از بالاست، از جانب پدر نورها که در او هیچ دگرگونی یا سایهای از تغییر نیست» (یعقوب ۱:۱۶-۱۷).
اما اگر خدا «پسر انسان نیست که نظرش را تغییر دهد»، پس چگونه میتوان آیهی «دعای مؤثر شخص عادل بسیار قدرتمند است» (یعقوب ۵:۱۶) را با این حقیقت تطبیق داد، بهویژه اگر خدا از پیش تصمیم دیگری گرفته باشد؟
بگذارید دو نمونه از عهد عتیق دربارهی یک شخص – حِزِقیا، پادشاه یهودا – را بررسی کنیم.
در نمونهی اول، اورشلیم در آستانهی تسخیر توسط پادشاه آشور است. پادشاه در نامهای به حزقیا، شکست او را حتمی میخواند. حزقیا نامه را به معبد میبرد، آن را در پیشگاه خداوند میگشاید و برای رهایی دعا میکند. در ادامه چنین میخوانیم: «آنگاه اشعیا پسر آموص، نزد حزقیا فرستاد و گفت: خداوند، خدای اسرائیل، چنین میگوید: چون درباره سَنحِریب، پادشاه آشور، نزد من دعا کردی، تو را اجابت نمودم.» (دوم پادشاهان ۱۹:۲۰). خدا به حزقیا میگوید که در حال پاسخ دادن به دعای اوست و بر آنچه پیشتر درباره سقوط پادشاه آشور گفته بود (دوم پادشاهان ۱۹:۷) تأکید میکند. جالب است که ببینیم دعای حزقیا چگونه در تحقق این پیشگویی نقش داشت.
در نمونهی دوم، کتاب مقدس میگوید:
«در آن ایام، حزقیا به بیماری مهلکی دچار شد. اشعیای نبی نزد او آمد و گفت: خداوند چنین میگوید: “خانهات را مرتب کن، زیرا خواهی مُرد و زنده نخواهی ماند.” آنگاه حزقیا روی خود را به دیوار برگرداند و به خداوند دعا کرد… و به تلخی گریست. پیش از آنکه اشعیا از حیاط میانی خارج شود، کلام خداوند بر او نازل شد: “برگرد و به حزقیا، رهبر قوم من، بگو: خداوند، خدای پدرت داوود، چنین میگوید: دعای تو را شنیدم و اشکهایت را دیدم؛ اینک تو را شفا خواهم داد… پانزده سال به عمرت خواهم افزود…”» (دوم پادشاهان ۲۰:۱-۶).
خدا به حزقیا میگوید که خواهد مُرد، اما حزقیا برای نجات دعا میکند و بیدرنگ امان مییابد. آیا این نمونهای از تغییر نظر آنیِ خداوند نیست؟
یکی از اساتید دانشگاه من، دکتر توماس هاو، اینگونه توضیح میداد که خداوند موقعیتهایی را برای قوم خود فراهم میکند تا آنان قلب خود را با قلب او همسو کنند، نه برعکس. به عبارت دیگر، خداوند چنین میکند تا واکنشی ایمانی از سوی قومش برانگیزد.
دکتر هاو این موضوع را به تجربهی نجات ما تشبیه میکند. پیش از آنکه ما با ایمان، مسیح را بپذیریم، ارادهی ازلی خدا این است که ما تا ابد از او جدا و محکوم باشیم، زیرا «کسی که از پسر اطاعت نکند، حیات را نخواهد دید، بلکه غضب خدا بر او میماند» (یوحنا ۳:۳۶). و در این مورد، نظر خدا تغییر نمیکند.
با این حال، وقتی ما با ایمان پاسخ میدهیم و مسیح را میپذیریم، همهچیز برایمان دگرگون میشود. کتاب مقدس میگوید: «اکنون که به خون او عادل شمرده شدهایم، بهمراتب بیشتر بهواسطهی او از غضب خدا نجات خواهیم یافت» (رومیان ۵:۹). در وضعیت نخست، غضب خدا بر ما بود؛ در وضعیت نجاتیافته، غضب او برداشته شده و محبت و فیضش شامل حال ما میشود. و در این مورد نیز، ارادهی خدا تغییرناپذیر است.
آیا خدا تغییر کرد؟ نه، ما تغییر کردیم.
آر. سی. اسپرول، الهیدان مسیحی دربارهی تعامل ما با خدا در دعا اینطور میگوید: «آیا دعا تفاوتی ایجاد میکند؟ آیا به راستی چیزی را تغییر میدهد؟ یک بار کسی این سؤال را از من پرسید، اما کمی متفاوت: “آیا دعا نظر خدا را تغییر میدهد؟” پاسخ من طوفانی از اعتراض به پا کرد. من بهسادگی گفتم: “نه.” حال، اگر آن شخص میپرسید: “آیا دعا چیزها را تغییر میدهد؟” پاسخ میدادم: “البته!”»
آیا هنوز ابهامی در این میان وجود دارد؟ بله، بی گمان.
اما آنچه واضح است، این است که خداوند از ما خواسته به درگاهش دعا کنیم و او از دعاهای ما به عنوان ابزاری برای تحقق نقشههای ازلی خود برای خیریت ما استفاده میکند. فراتر از این، من هنوز در حال کلنجار رفتن با این مسئله هستم تا آن را بهتر درک کنم، و شاید تا ابد چنین خواهد بود.
نویسنده مقاله: رابین شوماخر
منبع: کریستین پست
رفـع مسئولیت:
مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس میکنند.




















